مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
161
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
آن ، و افزونى بيان ، تباه كردن خواهد بود . و چه بسا كه مايهء ايجاد فرصتى [ براى خصم ] شود . زيرا افراط ، نقص است و علم به ناتوانى دليل است و بطلان آن . پس خاموشى بليغتر از سخن گفتن توست . چرا كه گواه گواه دل است نه گواه زبان . و چنين نيست كه به محض گفتار خصم اگر ملزم شود يا در آن هنگام از پاسخ آن درماند ، واجب شود بر او كه مذهب خصم را بپذيرد . و ليكن پس از تبيين و تثبيت و نيكو كردن حال و بازگشت به اصول استوار و نشانههاى نهاده شده ، هر گاه پرده از چهرهء حق برداشتند و كفها و خاشاكها به يك سوى رفتند و حق روشن شد ، در اين هنگام ديگر جز پذيرفتن حق و گردن نهادن در برابر آن راهى نيست . امّا حق نيست كه خصم را وادار كنند تا آنچه در دل دارد آشكار كند . زيرا اين كار ناممكن است . زيرا براى وى ممكن است كه آنچه در نفسش ظاهر است پنهان كند و هم به دليل اينكه اين كار ديگرگون كردن چهرهء امور است . اين بود مقدماتى كه آنها را در آغاز كار قرار داديم تا نظرى باشد از براى خوانندهء كتاب ما و نصيحتى باشد از براى كسانى كه در كار دين خويش احتياط مىكنند و از تمويه ( آب و تاب دروغين دادن ) ملحدان و تلبيس اهل مخرقه ( فريبكارى و گول زدن ) دورى مىجويند ، و پرهيز دارند از خطرات مجّان ( سخترويان فاسق ) و وسوسههاى خلعا ( جنايت پيشگان ابله ) آنان كه تهى بودن ، انديشهء ايشان را تباه كرده و كفايت قريحههاى ايشان را به خاموشى كشانيده و عقول ايشان از نكتههاى دقيق تهى مانده و نفوس ايشان به گونهگون شهوتها زيسته و هزل و ريشخند بر ايشان فرمانروا گشته و نادانى بر ايشان سوار شده و باطل به بردگيشان برده و انديشه ايشان را رها كرده و جايگاههاى نظر بر ايشان تاريك مانده ، تا به حيله كوشيدهاند تكاليف شرعى را از خويش ساقط كنند و با انكار مبانى بديهى و حسّى دانشها در ميدانهاى كام و آرزو سرخوش بخرامند و آنچه از خوشيها را خواستارند به چنگ آرند . و خدا ما را يار است و بهترين ياور . اينك گوييم كه اهل اسلام را اصولى است از كتاب و سنّت و اجماع و قياس كه همه حجتهاى ايشان بر آنها استوار است و به گواهى و راهنمونى آنها قانعاند همچنين اهل هر ملت و دين و كتابى ، جز اينكه آن اصول از براى درست كردن فروع دين و قوانين شريعت ايشان است و از همين روى ما از ياد كرد آن چشمپوشى كرديم .